حامد*مهدی سابق*
از خود نمی پرسی : چرا این خسته را آزردمش؟ با خود نمی گویی ؟- چرا ، این مرغک پر بسته را در دام غم افسردمش؟ اما چرا، عشق تو را، من سالها در سینه پنهان داشتم وین راز دردآلود را ، در دل نهفتم- آه- تا جان داشتم این آتش سوزنده را، آخر کجا می بردمش؟
حامد*مهدی سابق*
/باغبانم باغبانی خسته دل/ پشت من خم گشته همچون پشت تاک/ آن گل زیبا که پروردم به جان/ شد چو خورشید فروزان تابناک/ دست گلچینی ز شاخش/ چید و رفت/ پای خودبینی فشردش روی خاک/
حامد*مهدی سابق*
همچنان در جاده زندگی میرویم ، همسفر با من بیا تا به مقصد برسیم! میرویم تا جاده خسته شود ، پیچهای جاده درهم شکسته شود! میرویم تا خورشیدی که روبروی ماست از خستگی به خواب ، ماه بیاید و او نیز مثل جاده خسته شود ! میرویم تا دنیا به ما نخندد ، سرنوشت برای ما به ماتم ننشیند! ای همسفر این راه را باید رفت ، باید رفت تا رسید به آنچه که در قلبهایمان آرزوی آن را داریم !
حامد*مهدی سابق*
گلارو گول می زنن ابـــــرای کپک زده /برای یه قطـره آب دل غــنچه لک زده
حامد*مهدی سابق*
یکی خـــــراب ریـــشه یکی خــــراب د یــشه /تـــو این هـــمه خرابی تکلیف مون چی میشه
حامد*مهدی سابق*
حــالا پینه مونده و دوتا مشت وا شده /حاصل خسته گیام مـــال کد خدا شده
حامد*مهدی سابق*
ریشه مـــــونــو سوزوندن/نمی دونیم چی هستیم /کاشکی می شد بفهمیم/کی بودیم و کی هستیم
حامد*مهدی سابق*
دیو جنگ در مزرعه بذر مرگ پاشیده است داس انفجار از زمین باغ یاس را چیده است
حامد*مهدی سابق*
پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه: چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 58هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟ مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟