حامد*مهدی سابق*
آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد
" کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد!
پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست...
" کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد...
حامد*مهدی سابق*
گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد
حامد*مهدی سابق*
اتل متل زباله گاو قلي باحاله هم شير داره هم آستين شيرشو بردن فلسطين بگير يک زن راستين اسمشو بگذار حکيمه که چادرش ضخيمه
حامد*مهدی سابق*
و من اینجا باید با افتخار تمام اعلام کنم که تعداد دنبال کنندگانم از مرز 200 نفر گذشت
حامد*مهدی سابق*
سلام ..............صبح همگی بخیر
حامد*مهدی سابق*
واژه ی عشق به معناي حريم امنيست دور محدوده ي تنهایيمان و تو اين معنا را چه غلط فهميدي كه به تنهايي من سنگ زدي و به شيدايي من خنديدي. خنده ات آتش شد آتشش بال و پرم را سوزاند و تو اين را ديدي باز میخندیدی! تو چه میفهمیدی؟ تو نميفهميدي.