دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@aynor لرزش دست و دل‌ام از آن بود که عشق پناهی گردد، پروازی نه گريزگاهی گردد. آی عشق آی عشق چهره‌یِ آبی‌ات پيدا نيست. و خُنکایِ مرهمی بر شعله‌یِ زخمی نه شورِ شعله بر سرمایِ درون. آی عشق آی عشق چهره‌یِ سرخ‌ات پيدا نيست. غبارِ تيره‌یِ تسکينی بر حضورِ وهن و دنجِ رهايی بر گريزِ حضور، سياهی بر آرامشِ آبی و سبزه‌یِ برگ‌چه بر ارغوان آی عشق آی عشق رنگِ آشنای‌ات پيدا نيست.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد خار خنديد و به گل گفت سلام و جوابي نشنيد خار رنجيد ولي هيچ نگفت ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود دست بي رحم كه آمد نزديك گل مغرور ز وحشت پژمرد ليك ناگاه ! خار در دست خليد و گل از مرگ رهيد ! صبح فردا خار با شبنمي از خواب پريد ! گل صميمانه به او گفت سلام خار صميمانه به او گفت : عليك !

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@گـلـپــری و@mahsa66 .............پاییز آن شب یادت هست ؟ یادت هست با هم باریدیم ؟ یادت هست تو بر من فریاد میزدی و من ... فقط می باریدم ... پاییز تو رفتی ولی من به پاس آن شب هنوز میبارم ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@مهدی اگرخودت راتغییرندهی به ارامی اغازبه مردن میکنی به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ... اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@هسツی من ندانم که کی ام من فقط می دانم که تویی شاه بیت غزل زندگی ام قلب من و ترا پیوند جاودانه مهری است در نهان پیوند جاودانه ما ناگسسته باد تا آخرین دم از نفس واپسین من این عهد، بسته باد آه، ای عشق تو در جان و تن من جاری دلم آن سوی زمان با تو آیا دارد وعده دیداری!؟ تو چه گفتی!؟ آری!!!؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

... دوست دارم به جای سمفونی بتهون، صدای ویولن نواز ِ كور خیابان ولی عصر را بشنوم! دلم می خواست كه حافظ - این همراه همیشه حافظه ام!- یكبار به سمت ِ سواحل سادگی می آمد! می خواستم كتابت او را به زبان زلال نوزادان بی زنگار ببینم! می خواستم ببینم آن ساده دل، با واژه های كوچه نشین چه می كند! هی! آرزوی محال! آرزوی محال... و تو! - دختر بی بازگشت ِ گریه ها! - از یاد نبر كه ساده نویسی، همیشه نشان ساده دلی نیست! پس اگر هنوز بعد از گواهی گریه ها در دفترم می نویسم: « باز می گردی» به ساده دل بودنم نخند! اشتباه ِ مشترك ِ تمام شاعران ِ این است، كه پیشگویان خوبی نیستند ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@aynor يك نفر با آن سه تار كهنه اش روزهايم را دوباره رنگ زد شعرهاي بي صدايم را كه ديد پا به پاشان شعر شد ، آهنگ زد پيچك خشك دلم را آب داد با نسيم دفترم همراه شد تا كوير راه من را ديد ، زود تك درختي در ميان راه شد ديد تا من خسته و غمديده ام ياسمنهاي دلم را ناز كرد شب كه شد آرام توي گوش من گفت بايد تا سحر پرواز كرد توي چشمم با سه تار كهنه اش شعر باران را به آرامي نوشت ديدم او را روي ديوار دلم با نگاهش يادگاري مي نوشت...

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

باز ای باران ببار غصه های صبح فردا را بشوی تشنگی ها خستگی ها را بشوی باز ای باران ببار...

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

صبر ندارم دیگر پاسخم ده اکنون تو چرا خاموشی؟؟ تو چرا خاموشی؟؟!!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

وقتي تو نيستي ، نه هست هاي ما چونان که بايدند ، نه بايدها ... (ادامه در قسمت دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

در حضور دیگران میگویم تو محبوب من نیستی ودر ژرفای وجودم میدانم چه دروغی گفته ام میگویم میان ما چیزی نبوده است تنها برای اینکه از دردسر به دور باشم شایعات عشق راباآن شیرینی تکذیب میکنم وتاریخ زیبای خود را ویران میکنم احمقانه اعلام بی گناهی میکنم نیازم را میکشم بدل به کاهنی میشوم عطر خود را میکشم واز بهشت چشمان تو میگریزم نقش دلقکی رابازی میکنم عشق من ودراین بازی شکست میخورم زیرا که شب نمیتواندحتی اگر بخواهد ستارگانش را پنهان کند ودریا نمیتواند حتی اگر بخواهد کشتی هایش را.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@Behrooz حتما بلد نیستن چه جوری انگشت شست رو پایین فشار بدن

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

آخر ای نخواهی پرسید که از دوری رویت چه کشید؟

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

راحت بخواب ای شهر، آن دیوانه مرده ست از گشنگی در گوشه پایانه مرده ست از مرگ او کمتر پلیسی باخبر شد مرده ست، اما اندکی دزدانه مرده ست جنب مبال پارک غوغا بود، گفتند: دیشب زنی در قسمت مردانه مرده ست معشوق هامان پشت هم از دست رفتند: فرزانه شوهر کرده و افسانه مرده ست گل را بکن از شاخه اش، بلبل سقط شد آن شمع را خاموش کن، پروانه مرده ست.