تقصیر مادر نیست اگر کودک شب خواب میبیند سریندیپیتی روی مین رفته است بچه ها آنقدر فیلم وسترن میبینند که با پرنده های روی سیم برق دوئل میکنند هفت تیر هم نباشد به سنگی راضی میشوند تقصیر مادر نیست که من از کودکی ، از بلندی میترسم وقتی که میدانم ارزش دکمه های بسته به ارتفاع آن است.... بگذار نانوائی های شهر باتوم خیرات کنند بچه ها فقط هفت تیرهای وسترن را به رسمیت میگیرند گور پدر نان ، گشنگیت را سوت بزن ، سمفونی گشنگان نوبل را هم نگیرد پشت وانت ها همیشه حرف هایی برای نگفتن را به تیراژ بالا چاپ میکنند باور کن این مملکت به راه راست هم برود ، نه صادق ، هدایت میشود نه نازلی به شاملو خیانت میکند نه هیچ مادری بچه ای را فهمیده سقط میکند / چه برسد به تانک ها این مملکت آنقدر مرد دارد که با یک مشت پیاز را به دو نیم کند اصلا مشت پیشکش ، هرچه فریاد دارید سر آمریکا بزنید تقصیر مادر نیست ، او هم نمیخواست من به این دنیا می آمدم از پس که پدر آرزو کرد ....کرد.... کرد. . این واگویه پیشکش مادرانگی هایم ، نسلی که از شب حجله به بعد ، درست خوابیدن را یاد گرفت. . .
مرد ها سکوت می کنند نمی توانند وقتی که ناراحت هستند گریه کنند و بهانه بگیرند اون ها نمی توانند به تو بگویند من رو بغل کن تا آروم بشم ... نمی توانند بگویند دلشان می خواهد در آغوش تو گریه کنند ممکن است خیلی تو رو دوست داشته باشند ... ... اما نمی توانند صداشون رو مثل دختر بچه ها کنند و جیغ بزنند و بگویند : عاشقتم! او همه این ها رو قورت می دهد که بگوید یک مرد است ! یک آدم محکم که می تواند تکیه گاهت باشد! اما شما نگاه به قوی بودنش نکنین تو قلبش یه بچه زندگی میکنه. . .
شبیه قاب عکس مونالیزا در خانه ی پیرزنی که دندان هایش ریخته است دارم خنده هایم را درمان می کنم خدا را در برق چاقو ها می بینم که برایم چشم روشنی آورده دعای زیر لبی که دستش به بلندگو ها رسید به ادعای غربتش نمی ارزد .... گریه می کنم ، پشت سوراخ کلید... و باز نمی شود / دلی که از دربان ِ تمام مهدکودک ها یتیم تر است برایم از روز های خوبت بگو .... از کتاب هایی که خواندی از تانگو هایی که رقصیدی ... حرف هایت که تمام شد در را که بستم ... میتوانم لُخت شوم دیوار ها هر چقدر هم هرزه باشند به زخم های من / نظری ندارند یا اگر دارند دستشان نمک ِ پاشیدن ندارد .....