محمدعلی
جان من و جان تو بستست به همدیگر / همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر
محمدعلی
هنوز میخوابم ، هنوز بیداری / هنوز خوشبینی به سبزیِ فردا
محمدعلی
یه شب مونده تا رسیدن به فردات / بگذر و برو
محمدعلی
به نظر من بدخوراکی نه تنها عیب نیست بلکه یه آپشن برای مَرد حساب میشه / مردی که بدخوراک نباشه و صب تا شب زنش تو مطبخ دنبالِ غذا براش نباشه مرد نیست / البته اینا همه تخیلاتِ یه عدد مجردِ که توی خونهی پدری لوس شده و بد خوراک و خونهی متاهلی مثلِ موش ِ خیسِ وسطِ زمستون میشینه تا نیمروی همسرُ نوش جان کنه
محمدعلی
من از ویرونه ساخته شدم ، ویرونهی تنهایی /
محمدعلی
امشب عجب ماتمی میباره اینجا
محمدعلی
مرا بپيچ در حرير بوسه ات / مرا بخواه در شبان ديرپا
محمدعلی
چطور یه آدم میتونه ریا کنه اینهمه تهمتُ دروغ و خیانت رو ؟! / شگفتا ، یاللعجب
محمدعلی
هی آمدم بنویسم از عطر بودنت / بغضم امان نداد و شکست در نبودنت ..
محمدعلی
هیچوقت نشد معنیِ ": )" رو بفهمم !! / انگار جزو ژست روشنفکریه ! ، مزخرفه
محمدعلی
درختِ انجیرِ پیری ک تو خواب بود / همهی کودکیهای منُ میدید ..