محمدعلی
از سردرد چشمام تیر میکشن ، از بیخوابی سرم تیر میکشه / روزِ خوبم شد رَزِ مُهلک !
محمدعلی
جای دیگه شاعر میگه: Face it all together / Let the sky fall, when it crumbles
محمدعلی
هنوز این لحظهی بیتو ، به بد حالی گرفتارم / نمیبینی که از عکست چشمامُ بر نمیدارم ..
محمدعلی
حاصل تو ز من دل برنکنی / دل نیست مرا من خود چه کنم
محمدعلی
چوبِ جادوت دستِ منه / اما حیف که جادوگر تویی
محمدعلی
امروز مادرِ دوستم فوت کرد . . . نمیدونم خدا چه علاقه ای به مادر ها داره همشونُ زود میبره پیشِ خودش . . . صُب از مدرسه زدیم رفتیم مسجد مراسم . اصابم داغون میشه یادش میفتم . خدا برای هیچکس نخواد : |