محمدعلی
توسط پیامک
ما به کافه ها و دود و سیگار دل بستیم، آی شب تار / ما به خواب روزها دل بستیم ..
محمدعلی
مثل تیری توی گلوی سارِ روی شاخه، وسط حنجرهی زندگی گیرم
محمدعلی
توسط پیامک
و تصمیم گرفتم نوع دیگری از تنهایی را تجربه کنم. تنهایی از نوع سلندرگونه و صوفیانه که تو از ترس نیش یا ترس شلاق سکوت کنی، یخ بزنی، تلخ و بیلبخند خنثی شوی ../ حتا اگر این سکوت نتیجهای جز فاجعه به بار نیاورد
محمدعلی
مست لایعقلم، لابه لای کلمات، جنونِ بیخوابی
محمدعلی
همین گندمهای تُنُک هم از عادت هزار سالهشان اینجا میرویند، اینها خواب آبادیِ قرنها پیشاند / و وقتی از خواب بیدار شوند دیگر نمیرویند ..
محمدعلی
توسط پیامک
برخیز و پرچم را ببر، بر سردر خانه بکوب!
محمدعلی
توسط پیامک
که من اسیر این خزان تو به تویم
محمدعلی
توسط پیامک در
عباس معروفی
دنیا بی ارزش نیست / فقط، انسانی زندگی کردن خیلی سخت است
محمدعلی
توسط پیامک
من هنوز، نمیتونم آهنگ «لحظه» رو بدون بغض گوش بدم / من مُردم، نکُش منُ
محمدعلی
توسط پیامک در
عباس معروفی
گفتم: هنوز مست گذشته ام، تو عجب شرابی هستی
محمدعلی
توسط پیامک در
عباس معروفی
عشق را باید با تمام گستردگیش پذیرفت، تنها درجسم نمیتوان پیداش کرد، بلکه در جسم و روح و هوا / در آینه، در خواب، در نفس کشیدن ها انگار به ریه میرود، و آدم مدام احساس میکند دارد بزرگ میشود
بهار ما گذشته شايد
13 سال و 26 روز و 13 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایلبهار ما گذشته انگار...
نرو بمان!
عاليه اين موزيک...
ما به بیداریِ شبانه ..
13 سال و 25 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبلفراتر از عالی!