مینا
نسترن جون روی بازی با کلمات کلیک کن عضو گروه میشی با آخرین حرف کلمه آخر یه کلمه جدید میگی!!! سر کاریه!!!
مینا
وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده ! وقتي داره صورتش رو اصلاح ميکنه و دستش ميلرزه ، ميفهمي پير شده ! وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه... و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري
مینا
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن دکتر علی شریعتی
مینا
دیشب باران قرار با پنجره داشت...روبوسی آبدار با پنجره داشت..یکریز به گوش پنجره چک چک کرد...چک چک چک چک چکار با پنجره داشت؟!...
مینا
میدونی غربت یعنی چی؟ یعنی از صدا و نگاه کسانی که دوستشون داری دور باشی...
مینا
بار آخر من ورق را با دلم بر میزنم!بار دیگر حکم کن اما نه بی دل! با دلت دل حکم کن! حکم دل...هر که دل دارد بی اندازد وسط...تا که ما دلهایمان را رو کنیم...دل که روی دل بی افتاد عشق حاکم می شود...پس به حکم عشق بازی میکنیم..این دل من!! رو بکن حالا دلت را...دل نداری؟! بر بزن اندیشه ات را! حکم لازم..دل سپردن،دل گرفتن هر دو لازم..
مینا
یه اصطلاحی طغرل داره، میگه: هی وایه من!!!
مینا
آنقدر فریادهایم را سکوت کرده ام که اگر به چشمانم بنگری کر می شوی...
مینا
خدایا..چگونه به تاول پاهایم بگویم مسیرهای طی شده اشتباه است؟