وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش دربیاد بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه ! میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون دور از چشم پدر مادرشه !
من از پشت دیوانه وار ترین احساس ها به تو می نگرم و با خیانت آلودترین تصورات ذهنی تبدیل به یک بیمار شیزوفرنی میشوم …. اندوه پلکهایت را حفظ میکنم و دل دل میکنم برای دوباره شنیدن تو….. در رویاهایم نزدیک می شوم به حجم مبهمی که به من تعلق ندارد …….. غوطه ور می شوم در نگاهی که خیره به چشمان دیگری است…. باور نمی کنم در این لحظه از زمان ، ناخواسته، من ضلع سوم برمودا شده ام …. سایه ای در گوشم می گوید: چه میخواهی ؟ می گویم : فرصت
بهههههههههههههههههههههه اصن
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 1 ساعت و 31 دقيقه قبلبههههههههههههههههههههههههههههههههههههه اصن
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبل

14 سال و 1 ماه و 14 روز و 1 ساعت و 26 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 1 ساعت و 16 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل