nazanin
امروز
در صورت آینه
دنیای دیگری دیدم
سیاهی رفته بودُ
موی سپید دیدم
یاد گذشته افتادم
دردهای بی مرحم
یاد تو افتادم
رفتی و من مردم
یاد این
جایگه موی سپید
که می نشست روی
شانه های تو
یاد آن
اشک های شوق
که می گذشت از روی
گونه های تو
آری یاد تو افتادم
تو که
دنیای من بودی
همه شورُ
همه شوقم
توکه
خورشیدِ آسمون بودی
سپیدیِ خوابم
رویای من بودی
گذشتی از من و
از قلب داغونم
سپیدی دادی به
موهای بی جونم .
nazanin
آرزویم برایت این است : در میان مردمی که می دوند برای زنده بودن ، آرام قدم برداری برای زندگی کردن .
nazanin
حالا که تو هستی کنارم غصه ای ندارم لحظه به لحظه ی عمرمو هدیه از تو دارم دستِ سرنوشتِ زمونه مارو آشنا کرد خوشبختی توی دنیا دیگه رو به ما کرد دیدنِ چشمای تو واسم آرزو بود بدونِ تو آرزوم نقش ِبر آب بود نقش ِ بر آب بود حالا که تو هستی کنارم غصه ای ندارم لحظه به لحظه ی عمرمو هدیه از تو دارم
nazanin
حب الحسین رشته تحصیلی شماست دانشرای عشق وجنون شهر كربلاست در رشته حسین شناسی موفقید موضوع بحث سینه زدن پای روضه هاست تا روز حشر مدركتان را نمیدهند برگ قبولی همه در پوشه خداست پایین كارنامه هر كس نوشته است این مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست محشر كنار درب جنان داد می زنند مردم ندیده اند كه آقای ما كجاست ناگاه جبرییل به ناله صدا می زند آقایتان حسین همان مرد سر جداست برای شادی روح تمام عاشقان حسین كه نقاب بر خاك كشیده اند صلوات
nazanin
آرزویم این است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی/ آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت می خواهد
nazanin
دوست داشتن ربطی به دیدن ندارد... آدم ها خدا را هم دوست دارند هنوز!!! ___ بیاییم در ماه محرم... زنجیر نزنیم! اما زنجیری را از پای گرفتاری باز کنیم. سینه نزنیم! اما سینه دردمندی رااز غم و آه پاک کنیم. اشکی نریزیم! اما اشک از چهره ای مظلوم پاک کنیم. آن وقت با افتخار بگوییم: ۩ یاحسین... ادرکنی! ۩ ___ چه فایده اى داره بالاى خط فقر باشى ، اما زیر خط فهم!!!
nazanin
دلمان خوش است که مـــی نویسیم و دیگـــــــران می خوانند و عـــــده ای می گویند , آه چه زیبا و بعضی اشک می ریزند و بعضـی می خندند دلمان خوش است به لذت های کـــــوتاه به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم دلمـــان خوش است به شب های دو نفـــــــری و نفـــــــــس های نزدیــــک و وقتــــی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را
nazanin
به خدا گفتم "خسته ام" گفت : " لا تنقطوا من رحمه الله ... از رحمت خدا ناامید نشوید." گفتم : " هیچ کسی نمیدونه تو دلم چی میگذره" گفت : " ان الله بین المرء و قلبه .... خدا حائل است میان انسان و قلبش." گفتم : " هیچ کسی رو ندارم." گفت : " نحن اقرب الیه من حبل الورید... ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم." گفتم : " ولی انگار اصلا منو فراموش کردی" گفت : " فاذکرونی اذکر کم ... منو یاد کنید تا یاد شما باشم."