nazanin
زن مدل هارد دیسک: همه چی یادش میمونه، تا ابد! زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از دیده برفت! زن مدل ویندوز: همه میدونن که هیچ کاری رو درست انجام نمیده، ولی کسی نمیتونه بدون اون سر کنه! زن مدل اکسل: میگن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نیاز اصلیتون ازش استفاده میکنین! زن مدل اسکرین سیور: به هیچ دردی نمیخوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمیره. زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارین مشغوله! زن مدل مولتیمدیا: کاری میکنه که چیزهای وحشتناک هم خوشگل بشن! زن مدل سیدی درایو: هی تندتر و تندتر میشه! زن مدل ایمیل: از هر ده تا چیزی که میگه، هشتتاش بیخوده! زن مدل ویروس: به نام «عیال» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارین، از راه میرسه، خودش رو نصب میکنه و از همه منابعتون استفاده میکنه. اگر سعی کنین پاکش کنین، یک چیزی رو از دست میدین، اگه هم سعی نکنین پاکش کنین، دار و ندارتون رو از دست میدین!
nazanin
شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد بگفت هاله ز موهای کمندش / کمـــان ِابــروان ، قــد بلنــدش بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام برای دیدنش بی تاب بودم / ز فکرش بی خور و بی خواب بودم به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / تو گویی اژدهایی بر من آویخت به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا ندیدم من اثر از قـــد رعنـــا / کمـــان ِابــرو و چشم
nazanin
دندونم بد جوری درد می کرد، دستم رو گذاشته بودم روی صورتم. دوستم منو دید، پرسید دندونت درد می کنه؟ پـَـ نه پَــ، دارم اذان می گم گذاشتمش روی میوت (Mute)!