دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

دلم می‌خواهد مدتی از دنیایم کنار بکشم... حساب و کتاب‌های زندگی را خط خطی کنم... فریاد بزنم .... دیوانگی کنم... فرار کنم... بروم... گم شوم... خسته شدم از این همه جدی بودن

میترا
میترا

وقـتـی کـسـی انـدازه ات نـیـسـت دسـت بـه انـدازه ی خـودت نـزن . . ..

میترا
میترا
در دوره

تن کاغذ خسته از لمس تن سرد قلم قلم بی رمق از تکرار یک جمله عینک تار کنار قلم و کاغذ ها مانده در حسرت دیدار دوچشم قهوه ی نیم خور یک فنجان پر ته سیگار یک شب سخت قامت پیرهن چرک کمی آنسوتر و من از عمق سکوت تکیه بر سردی دیوار زدم فکرم آشفته ی یک جمله شده ... که خدا را چه شده؟؟

میترا
میترا

آرام آرام، دانه دانه، سنگ ریزه می اندازی میان ِ برکه ی کوچک تنهایی هایم. ... چه ساده پریشانم می کنی، چه ساده می خندی ..

میترا
میترا
در دوره

گــاه در زنـدگـی ، موقعیت هایی پــیش مــی آیــد کــه انسان بـایـد تــاوان دعـاهــای مــستجاب شده خــود را بپــردازد ... !

میترا
میترا

@حسین عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید، ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است . . .؟

میترا
میترا

@حسین سلام داداشی مهربون قشنگم چطوری عزیز دل آجی ، الهی آجیت فدات شه

میترا
میترا

ا برای آنکه ایران خانه‌ی خوبان شود رنج دوران برده ایم ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود خون دلها خورده‌ایم ما برای بوییدن بوی گل نسترن چه سفرها کرده‌ایم ما برای نوشیدن شورابه های کویر چه خطرها کرده‌ایم ما برای بوسیدن نام گلی ناشناس چه سفرها کرده‌ایم ما برای بوسیدن خاک سر قله‌ها چه خطرها کرده‌ایم ما برای خواندن این قصه عشق به خاک رنج دوران برده‌ایم ما برای جاودان ماندن این عشق پاک رنج دوران برده‌ایم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

هرگز گنجشكي را كه توي دستت داري به اميد گرفتن كبوتري كه توي هواست رها نكن

میترا
میترا

@كوچيك سلام

میترا
میترا

حجم ِ خالی ِ تو را حجم ِ پُر ِ هیچکس پُر نمیکند ... حالا هی بگو : دوستان به جای ِ ما !‏

میترا
میترا

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

میترا
میترا

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هيچ بادی نمی وزد..

میترا
میترا

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: مگه کوری؟

میترا
میترا

گاهي تو، گاهي ياد تو، گاهی هم غم تو، آخر اين "تو" کار مرا تمام میکند !!