میترا
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر
میترا
در سینه رازهایی دارم هر گاه سینه ام از آن ها به تنگ می آید با دست بر زمین می کوبم و راز دلم را برای زمین بازگو می کنم پس هر گاه زمین گیاهی برویاند آن گیاه راز دل من است
میترا
اگر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش واگر نمی نتوانی رودخانه باشی نهری كوچك باش، اما هیچ گاه مرداب نباش.
میترا
هرگز به کوچه بن بست ناسزا نگو رنج بن بست بودن برای کوچه کا[!]ت .
میترا
دوستان ! امروز می بینید آواز مرا ، می روم چون رود... پایان مرا پیدا کنید . نیمی آسان است از من ، نیمی از من مشکل است ... مشکلم این جاست ، آسان مرا پیدا کنید .
میترا
وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک به من چه پاسخ می گیری به کسی چه که چقدر تنهائی!!!
میترا
. کبوتر اولی : بق بق بقووو کبوتر دومی : بق بق بقووو؟؟؟؟ کبوتر اولی : پ ن پ قوقولی قوقو ! .
میترا
حرف هایت بی وفقه در گوشم زنگ می زند!!!! و من هنوز هم جز صدایت نمیشنوم... راستی نمی دانم!!گوشهایم راستگوترند؟یا چشمانی که دیگر تو را نمی بینند.....
میترا
خیابان نیست كه از همان راهی که آمدی برگردی بفهم! این لامصب اسمش احساس است
میترا
داشتنت به اندازه حجم تمام سماجت من بود و نداشتنت هم ارز خستگی مفرط من !
میترا
دلم میخواهد مدتی از دنیایم کنار بکشم... حساب و کتابهای زندگی را خط خطی کنم... فریاد بزنم .... دیوانگی کنم... فرار کنم... بروم... گم شوم... خسته شدم از این همه جدی بودن
میترا
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: مگه کوری؟
میترا
همه ميتونن اسمت رو صدا کنن، اما... يكي هست که وقتي اسمت رو ميگه لذت ميبري..... و با تمام وجود در جوابش دوست داري بگي.. جــــــــــون دلم