میترا
می آئیم از دیروز پای می گذاریم لب روز.امروز ومی کاویم فردا را.هر روز
میترا
چه دلمان بخواهد ، چه دلمان نخواهد ، خدا یک وقتهایی دلش نمی خواهد ما چیزی که دلمان می خواهد را داشته باشیم..!!
میترا
اي دوست آرزويم اينست: ديدن اوج غرورت در صبح و رسيدن به همه رويايت من دعا خواهم كرد روزهايت پرنور شب تو مهتابي دل تو صادق وصاف رنگ باران باشد@apr-fatemeh
میترا
لبخند كه زد توی چال گونه اش افتادم پای منطقم شكست ..! و من . عاشق شدم ...
میترا
دنیای من پر از دستهایست که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها . . . !
میترا
گفتند:چله نشینی کن.چهل شب خودت باش و خدا و خلوت.شب چهلمین بر بام آسمان خواهی رفت.و من چهل سال از چله ی بزرگ زمستان تا چله ی کوچک تابستان را به چله نشستم،اما هرگز بلندی را بوی نبردم.زیرا از یاد برده بودم که خودم را به چهلستون دنیا زنجیر کردم.
میترا
میان موج خبرهای تلخ وحشتناک که میزند به روان های پاک تیغ هلاک ! به خویش میگویم خوشا به حال کسی که در هیاهوی این روزگار کور و کر است
میترا
گاهی اوقات بهتره درست متر کنیم... آدم ها هم قد خودشونن نه هم قد تصوراتمون...!!