میترا
تن کاغذ خسته از لمس تن سرد قلم قلم بی رمق از تکرار یک جمله عینک تار کنار قلم و کاغذ ها مانده در حسرت دیدار دوچشم قهوه ی نیم خور یک فنجان پر ته سیگار یک شب سخت قامت پیرهن چرک کمی آنسوتر و من از عمق سکوت تکیه بر سردی دیوار زدم فکرم آشفته ی یک جمله شده ... که خدا را چه شده؟؟
میترا
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
میترا
چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هيچ بادی نمی وزد..
میترا
زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن مخفیانه گریستن دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن ...
میترا
باران که میبارد... باید آغوشی باشد... پنجرهی نیمه بازی... موسیقی باران... بوی خاک... سرمای هوا... گرهی کور دستها و پاها... گرمای عریان عاشقی... صدای تپش قلبها... خواب هشیار عصرانه... باران که میبارد... باید کسی باشد....
میترا
این نیز نه ! بزرگوارانه دروغ نخواهم گفت ؛ این نیز نمی گذرد !
میترا
چرا کلمات موقعی که بیشترین نیازو داریم نوک زبونمون گیر می کنن.
میترا
ایرانسل در آینده ای نزدیک : مشترک گرامی اومدم سر کوچتون ، در خونتون خونه نبودی راستشو بگو با همراه اول کجا رفته بودی !؟
میترا
آلبوم جدید و زیبای حامد بهداد
میترا
کلاغ می خواست پرواز هواپیما را یاد بگیرد ، دچار نقص فنی شد !