میترا
انکار نکنید، همتون حداقل یه بار تو بچگی در یخچال رو آروم میبستین و از لای درش به زور نیگا میکردین ببینین کی چراغش خاموش میشه
میترا
بگذار ابر سرنوشت هر چه ميخواهد ببارد ما چترمان خداست
میترا
یه شب مادرم مریض بود داشتم ازش پرستاری میکردم بعد گفت برو برام آب بیار رفتم آب آوردم دیدم خوابش برده اومدم تریپ بایزید بسطامی بردارم صبر کنم بیدار شه یه دفعه یه لحظه خوابم برد آبو ریختم رو مامانم
میترا
همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.
میترا
میدانم قرار نبود که بیایی... و چه زیبا می شود کسی وقتی بیاید که قرار نیست
میترا
داشتم از خونه میرفتم بیرون مامانم پرسید کجا؟؟! .....گفتم بیرون ...برگشته میگه.....خوب جای دیگه نریا ..؟؟!!! ـ
میترا
یارو اومده میبینه همکارم توی اتاق نیست. باز میپرسه خانم فلانی نیست؟ گفتم پَ نه پَ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خطکش بزن در بیاد.
میترا
عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخوانم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم ... تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت کرده ام...