میترا
همه احساس میکنن هر آن کس که زیباست مهربان است دریا زیباست ولی سیلی به صخره های ساحل میزند . . .
میترا
آنگاه که غرور کسی را له می کنی ، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میترا
تو"... انقدردر عاشقانه هایم غریبه شده ای که دیگر داری "شما"... میشوی..!
میترا
کاش یـــــــــادت نرود روی آن نقطـــــه ی پر رنگ بزرگ ، بین بی باوری آدمــــها ، یک نفر میخواهد که تو خنـــــدان باشی ، نکند کنج هیاهوی زمــــان بروم از یــــــــادت...
میترا
بوق نزن! آدم ها کی گوش کرده اند؟ آدم ها با حرف های از ته دل هم تکان نمیخورند با بوق تکان بخورند ؟ !
میترا
تا مي شوم؛ در بين دست هاي روزگار انگار ميخواهد ببوسد و بگذاردم کنار!!! خوشحالم از اين احترام من مچاله نميشوم...
میترا
گفته بودی : یا تو یا هیچکس ! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برای خودش کسی است کسی حتی مهم تر از من . . .
میترا
خیالت راحت رفیق! یک طوفان فراموشی بر پیکره جانت که بیفتد مرا آنچنان از ریشه جدا می کند که گویـــی هرگــــز با تــــو و در تـــــو نزیسته ام
میترا
زندگی فرصت بس کوتاهی است تا بدانیم که مرگ ؛ آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست مرگ هم حادثه ای است مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک نفس سبز بهاری جاریست.
میترا
ساعت قرارمان یك دقیقه به هیچ است وتو همیشه به هیچ قراری نرسیدی
میترا
هیچکس همه چیز را برای همیشه به باخت نمی دهد. این بازی آنقدر ادامه خواهد داشت که یا سپیده سر بزند و یا ما لباسی سفید به تن کنیم. صبور باش فردا حکایت این بازی هم تمام خواهد شد.
میترا
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر
میترا
گفتی ما به درد هم نمیخوریم.... اما هرگز نفهمیدی.... من تورا برای دردهایم نمیخواستم....
میترا
خواستـن ، همیشه توانستـن نیست ... گاهی فقط ، داغ بزرگی است که تا ابــد بر دلت می ماند ...!