majid
تو کجایی سهراب? آب را گل کردندچشمه ها را بستند... و چه ها که با دل کردند
majid
از برگ ریزان:بغض قدمهایم در حنجره ی زمین میشكند/ازحماقت باد می آیم
majid
همیشه همینجا، درست همینجا که ایستاده ام کسی از راه می رسد و هرچه کشته ام را به باد می دهد و من تنها می مانم اسیر همان تنهایی ابدی و شعر هم می شود نمکِ روی زخمم
majid
اسم من چیست؟ خدایا چه کنم،یادم نیست ! امشب آماده شدم تا چه کنم؟ یادم نیست ! من که همسایه ی نزدیک شقایق بودم، پا شدم آمدم اینجا چه کنم؟ یادم نیست!!! من چرا از تو بریدم؟وچرا برگشتم؟ وبنا شد که دلم را چه کنم؟ یادم نیست !!! من نشانی دل دربه درم را، زیبا از تو پرسیده ام ،اما چه کنم؟یادم نیست ! این نوشته غزل کیست که من می خوانم؟ اسم او چیست؟خدایا چه کنم؟ یادم نیست
majid
من اندوه بزرگی درون چاه قلبم دفن خواهم کرد شتابان و مست از رویای شبانه پلی بر روی شط عشق می بندم سپس کالسکه زرین رویا را بر این پل تند می رانم که شاید انتهای پل تو با من همسفر گردی
majid
چقدر باید بگذرد تامن با مرور خاطراتم وقتی از کنار تو رد میشوم تنم نلرزد بغضم نگیرد...
majid
لذت بردن یعنی اینکه بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟ اونم با عشوه بگه : بله نوش جان تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی !
majid
اینجا وال استریته به دادمون برسین دارن مارو میکُشن
majid
قبول دارین : ۳ ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی ولی یه ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده بابات میاد میگه : خسته نباشی !
majid
باور کن عزیزم ... ، پرنده ها ... از آغوش ِ باز ... می ترسند ...
majid
خیلی زیاد درگیر روزمرگی زندگی شده ایم. اما اگر کمی از بالاتر به زندگی نگاه کنیم زندگی فقط به اندازه نگاه کردن به این عکس طول می کشد. این مدت کم ارزش بغض و کینه و دشمنی با همدیگر را دارد؟ بهتر نیست از فرصت کم برای مهربانی با همدیگر استفاده کنیم؟
majid
کاش دهخدا میدانست ؛ دلتنگی؛ اشک؛ فاصله؛ محبت... تعریفش فقط دو حرف بود . . . "تو"
majid
عشق نه تو کافی شاپه نه تو شکلاته نه تو 206 نه تو اس ام اسه ! عشق تو دله ، می دونستی ؟؟
majid
تمام حرف هایم ... همـان هایی هستنــد که نــوشتـــه نمی شوند همـان نقطـــه چین های بیچـاره ...!
majid
می روی ؛ تمام که نمی شوی ... تنها می روی ! و من به رد پایت که روی زندگی ام مانده خیره می شوم...