محمد_حسینخانی
داغ معماری اشکمکه به یک لغزیدن/// عافیتها شد ازین آبله برپا، برپا
محمد_حسینخانی
نشد دراین درسگاه عبرت بهفهم چندین رساله پیدا ///جنون سوادیکهکردم امشب ز سیر اوراق لاله پیدا
محمد_حسینخانی
نه طرح باغ و نهگلشن فکندهاند اینجا/// در آب آینه روغن فکندهاند اینجا
محمد_حسینخانی
یکی روبهی دید بی دست و پای..فرو ماند در لطف و صنع خدای
محمد_حسینخانی
در جستن آن نگار پر کینه و جنگ /گشتیم سراپای جهان با دل تنگ
محمد_حسینخانی
مرد تماشای باغ حسن تو سعدیست/ دست فرومایگان برند به یغما
محمد_حسینخانی
رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا/ چشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جا
محمد_حسینخانی
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا /گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را
محمد_حسینخانی
من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق/ معاف دوست بدارند قتل عمدا را
محمد_حسینخانی
رازی، که دلم ز جان همی داشت نهفت /اشکم به زبان حال با خلق بگفت