دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد_حسینخانی

شاید عکاس.شاید کوهنورد شاید نقاش درباره »
محمد_حسینخانی
مرد - مجرد
امتیاز: 32299

دنبال‌شدگان

(12426 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(619 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

ما را همه شب نمی‌برد خواب ....ای خفته روزگار را دریاب

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را ...وین دلاویزی و دلبندی نباشد موی را

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا .....گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر... تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا ....شربتی تلختر از زهر فراقت باید ....تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش.... بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است... رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست بشکستن آن روا نمیدارد مست...

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

یاران موافق همه از دست شدند ..در پای اجل یکان یکان پست شدند

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

یک جرعه می ز ملک کاووس به است.. از تخت قباد و ملکت طوس به است

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

اکنون که گل سعادتت پربار است.... دست تو ز جام می چرا بیکار است ... می‌خور که زمانه دشمنی غدار است.... دریافتن روز چنین دشوار است

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست...

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

می نوش به خرمی که این چرخ کهن... ناگاه تو را چو خاک گرداند پست

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود ....غم خوردن بیهوده نمیدارد سود

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب..... جان و دل و جام و جامه پر درد شراب

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟.... می خور که به زیر خاک می‌باید خفت