در روایتی آمده خداوند به حضرت موسی(علیه السلام) فرمود: ای موسی آیا به کنه این مطلب پی می بری که رحمت من تو را تا چه حدّی فراگرفته است؟!
موسی در جواب گفت: آیا تو از پدر و مادرم نسبت به من مهربانتری؟!
خداوند فرمود: ای موسی حقیقت جز این نیست که به خاطر فضل و زیادی رحمت من است که مادرت به تو رحم آورد! بنابراین این من هستم که مادر را بر مدارا کردن تو وا داشتم و قلب او را پاک و پاکیزه نمودم، تا خواب شیرین خویش را برای تربیت و پرورش تو رها کند و اگر با او چنین کاری نمی کردم، بادیگر زنان یکسان بود).4
این روایت بیانگر آن است که آنچه ما از محبت یک مادر نسبت به فرزندش نظاره گریم، تنها قطره ای است که از دریای بیکران محبت الهی که آن یگانه خالق هستی از سر لطف و محبتی که به بندگان خود دارد، تنها ذرّه ای از آن مهر و محبت را در قلب و جان مادر قرار داده است تا مادر با آغوش گرم به استقبال فرزند دلبندش رفته و عاشقانه در رشد و تربیت او بکوشد.
براستی اگر چنین محبّتی را خداوند به او عنایت نمی کرد کدام مادر حاضر بود در سختی ها و رنج های زندگی فرزندش را همراهی نماید، به هنگام بیماری، از شب تا صبح بر بالین فرزندش بنشیند، و بی آنکه لحظه ای چشم بر هم نهد از او پرستاری نماید.
و به یاد آر که تو از خدا روی گردانی و در همان لحظه او روی به تو دارد و تو را به عفو خویش می خواند و با کرم خویش می پوشاند !در حالی که تو از خدا بریده،به غیر او توجه داری! پس چه نیرومند و بزرگوارست خدا!و چه ناتوان و بی مقداری تو،که برعصیان او جرأت داری...
در روایتی دیگر این مطلب به صراحت بیان شده، رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) در این روایت می فرماید: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، خدواند متعال بر بنده خویش مهربانتر از مادر مهربان و دلسوز نسبت به فرزندش میباشد. 5
(( نماز شب دکتر علی شریعتی ... !!! )) : یكی از خاطرات من راجع به دكتر در زندان كمیته است . زندان كمیته ، برج مانند بود كه به دست سرتیپ زندی پور اداره می شد . آرایشگری آنجا بود كه با زندانیان اُنس گرفته بود و همیشه سر صحبت را با آنها باز می كرد . از گرفتاری های آنها سئوال می كرد . یك روز كه به آرایشگاه رفته بودم ، از رفتار دكتر در این زندان برایم تعریف كرد و گفت : « شریعتی 18 ماه در سلولی كه در حال حاضر شما زندانی هستید ، بود . تصور ما این بود كه دكتر فرد اوباشی است . در حالی كه وی تا صبح بیدار می ماند ، عبادت می كرد . نماز شب می خواند ؛ این برنامه ی همیشگی او بود . هیچ وقت عبوس و گرفته نمی شد. دوستان و آشنایانی كه به ملاقات وی می آمدند، شیرینی و میوه می آورند ؛ دكتر آنها را در وضو خانه ، می گذاشت تا زندانیان استفاده كنند . » / منبع و مآخذ : [ كتاب خاطرات حجة الاسلام و المسلمین جعفری اصفهانی ، تدوین : ابراهیم عباسی ، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی ] /
مادرم رفت.. من موندم و هزاران حرفِ تو دلم.. چه زخم و زبون هایی که بهش زدن و بعدِ مرگش اومدن زار و زار گریه کردن! خواهر! برادر! خاله و دایی و .. که هرکدوم وقتی مادرم مریض بود اونا هم مریض بودن!! همه از مریضیش خسته شده بودند اما من مونده بودم و نفس های آخرش و ضربان قلبی که شروع به صفر شدن کرده بودن! انگار همین الانه!! 125 - 100 - 85 - 66 - 50 - 37 و صدای هشدار!! همین جا بود که بغضم ترکید! به بی مادر شدن نزدیک میشدم.. هر لحظه بیشتر از پیش.. فریاد زدم.. پرستار! کجایین؟! مادرم داره از دست میره! ضربان قلب 0 شده بود و ضربان قلب من 120 شاید هم بیشتر! شوک! ماساژ قلب! تنفس مصنوعی هم نتونست جلوی بی مادر شدن من در روز تولدم رو بگیره.. و اینطور شد که من تو روز تولد 22 سالگیم یکی از نعمتهای بزرگ زندگیم! تنها غمخوارم! تنها کسی که کلمه به کلمه حرفم رو می فهمید! کسی که تا آخرین لحظات زندگیش ، کم نیاورد و برای اینکه دل پسرش رو به درد نیاره، سوال میپرسیدم خوبی مامان؟ با چشماش میگفت آره! که مبادا من ناراحت بشم! رو از دست بدم و هر سال تو این روز برای مادرم سالگرد برگزار کنم! مادرم رفت اما همیشه با من هست!
Pas az 4 mah :
Tasliyat migam va omidvaram khoda behet sabr bede va enshalla be haghe in ruze aziz ke ruze ziyaratiye emam rezas ba hazrat fateme mahshur beshan...
Baraye shadiye ruhe in aziz va hameye asirane khak salavat va fatehe'ei ghera'at konid...
Ruheshan shad va yadeshan gerami
چون به دخترم #فاطمه مینگرم بياد میاورم آنچه را كه بعد از من بر سر او خواهد آمد/ و حال آنكه در خانه اش ذلّت وارد گرديده، از وى هتك حرمت شده، حقش غضب، و ارثش منع شده، پهلويش شكسته و جنينش سقط گرديده و او فرياد برمیاورد « يا محمداه »....
خدا مهربان تر از مادر
13 سال و 4 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 32 دقيقه قبلمادر مهربان تراست یاخدا؟
در روایتی آمده خداوند به حضرت موسی(علیه السلام) فرمود: ای موسی آیا به کنه این مطلب پی می بری که رحمت من تو را تا چه حدّی فراگرفته است؟!
موسی در جواب گفت: آیا تو از پدر و مادرم نسبت به من مهربانتری؟!
خداوند فرمود: ای موسی حقیقت جز این نیست که به خاطر فضل و زیادی رحمت من است که مادرت به تو رحم آورد! بنابراین این من هستم که مادر را بر مدارا کردن تو وا داشتم و قلب او را پاک و پاکیزه نمودم، تا خواب شیرین خویش را برای تربیت و پرورش تو رها کند و اگر با او چنین کاری نمی کردم، بادیگر زنان یکسان بود).4
این روایت بیانگر آن است که آنچه ما از محبت یک مادر نسبت به فرزندش نظاره گریم، تنها قطره ای است که از دریای بیکران محبت الهی که آن یگانه خالق هستی از سر لطف و محبتی که به بندگان خود دارد، تنها ذرّه ای از آن مهر و محبت را در قلب و جان مادر قرار داده است تا مادر با آغوش گرم به استقبال فرزند دلبندش رفته و عاشقانه در رشد و تربیت او بکوشد.
براستی اگر چنین محبّتی را خداوند به او عنایت نمی کرد کدام مادر حاضر بود در سختی ها و رنج های زندگی فرزندش را همراهی نماید، به هنگام بیماری، از شب تا صبح بر بالین فرزندش بنشیند، و بی آنکه لحظه ای چشم بر هم نهد از او پرستاری نماید.
و به یاد آر که تو از خدا روی گردانی و در همان لحظه او روی به تو دارد و تو را به عفو خویش می خواند و با کرم خویش می پوشاند !در حالی که تو از خدا بریده،به غیر او توجه داری! پس چه نیرومند و بزرگوارست خدا!و چه ناتوان و بی مقداری تو،که برعصیان او جرأت داری...
در روایتی دیگر این مطلب به صراحت بیان شده، رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) در این روایت می فرماید: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، خدواند متعال بر بنده خویش مهربانتر از مادر مهربان و دلسوز نسبت به فرزندش میباشد. 5
4ـ تفسیر فاتحة الکتاب، ص33
5ـ روضة الواعضین، ترجمه مهدوی دامغانی، ص789

13 سال و 4 ماه و 28 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبل