دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bahramمحمدم

آن ک ؛ مرا داد ؛ ب بیداد / تویی . . . درباره »
Bahramمحمدم
مرد - متاهل
امتیاز: 7141

دنبال‌شدگان

(1620 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(724 کاربر)

گروه‌ها

(297 گروه)

بازدید

°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
IMG_۲۰۱۳۰۴۱۸_۲۱۳۶۴۲.jpg °◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°

اینــــــــــم کیک ِ تولد ِ ما که به واسطه ی یه راننده ی خیلی خیلی ماهــــر قسمت هاییش به فنــــا رفت...تازشم من اصن نمیخواستم ستــارم اینجور بشه...ولی بی سلیقه ها بلد نبودن درست نقاشیش کنن...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آرتـنـوس
آرتـنـوس

همه چیز کنار ماست ، انقدر به اون دور دست ها خیره نشو ./.

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاس
normal_Avazak_ir-Beauty111.jpg یاس
در ظهور

یادمه یکی بهم گفت هرکی تنهاست توی دنیا/ یدونه نامه خوش خط بنویسه واسه آقا . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
elahenaz
elahenaz

به خدا گفتم : تو را چگونه میتوانم ببینم ؟ خدا گفت: تو من را نخواهی دید اما کسی را برایت گذاشتم که نیمی از من است: “مادر” به سلامتیشون …

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bahramمحمدم
7design_26190918.jpg Bahramمحمدم

آروم آروم زيــر لـَـب هــا، لا الــه الا الله / بــین تابــوت، تـَـن زهــــرا، لا الــه الا الله [فایل]

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاس
297163_208.jpg یاس

آسمانها زیر پای توست، ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گلمنگلی ❣
گلمنگلی ❣

@Bahramمحمدم تو خیلی بدجنسیا اسمتو گذاشتی محمدم ک بت بگن محمدم /ائینا؟»/پس منم گلم هستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیررضا عطری
امیررضا عطری
در صالحین

(( نماز شب دکتر علی شریعتی ... !!! )) : یكی از خاطرات من راجع به دكتر در زندان كمیته است . زندان كمیته ، برج مانند بود كه به دست سرتیپ زندی پور اداره می شد . آرایشگری آنجا بود كه با زندانیان اُنس گرفته بود و همیشه سر صحبت را با آنها باز می كرد . از گرفتاری های آنها سئوال می كرد . یك روز كه به آرایشگاه رفته بودم ، از رفتار دكتر در این زندان برایم تعریف كرد و گفت : « شریعتی 18 ماه در سلولی كه در حال حاضر شما زندانی هستید ، بود . تصور ما این بود كه دكتر فرد اوباشی است . در حالی كه وی تا صبح بیدار می ماند ، عبادت می كرد . نماز شب می خواند ؛ این برنامه ی همیشگی او بود . هیچ وقت عبوس و گرفته نمی شد. دوستان و آشنایانی كه به ملاقات وی می آمدند، شیرینی و میوه می آورند ؛ دكتر آنها را در وضو خانه ، می گذاشت تا زندانیان استفاده كنند . » / منبع و مآخذ : [ كتاب خاطرات حجة الاسلام و المسلمین جعفری اصفهانی ، تدوین : ابراهیم عباسی ، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی ] /

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی فلاح
علی فلاح

مادرم رفت.. من موندم و هزاران حرفِ تو دلم.. چه زخم و زبون هایی که بهش زدن و بعدِ مرگش اومدن زار و زار گریه کردن! خواهر! برادر! خاله و دایی و .. که هرکدوم وقتی مادرم مریض بود اونا هم مریض بودن!! همه از مریضیش خسته شده بودند اما من مونده بودم و نفس های آخرش و ضربان قلبی که شروع به صفر شدن کرده بودن! انگار همین الانه!! 125 - 100 - 85 - 66 - 50 - 37 و صدای هشدار!! همین جا بود که بغضم ترکید! به بی مادر شدن نزدیک میشدم.. هر لحظه بیشتر از پیش.. فریاد زدم.. پرستار! کجایین؟! مادرم داره از دست میره! ضربان قلب 0 شده بود و ضربان قلب من 120 شاید هم بیشتر! شوک! ماساژ قلب! تنفس مصنوعی هم نتونست جلوی بی مادر شدن من در روز تولدم رو بگیره.. و اینطور شد که من تو روز تولد 22 سالگیم یکی از نعمتهای بزرگ زندگیم! تنها غمخوارم! تنها کسی که کلمه به کلمه حرفم رو می فهمید! کسی که تا آخرین لحظات زندگیش ، کم نیاورد و برای اینکه دل پسرش رو به درد نیاره، سوال میپرسیدم خوبی مامان؟ با چشماش میگفت آره! که مبادا من ناراحت بشم! رو از دست بدم و هر سال تو این روز برای مادرم سالگرد برگزار کنم! مادرم رفت اما همیشه با من هست!

و 62 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Amir Hossein
Amir Hossein

بـه خویــش نـمی‌کنـد ! . . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Amir Hossein
549561_440131219407242_102784413_n.jpg Amir Hossein

گفتـمش نقـاش را از غـربـت بـکـش / . . . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
aHaD
aHaD

یک نمونه کامل بازیگری در کشورمون ... بخدا رو دست نداره , تکه تک ؛ هر نقشی بهش میدن به بهترین شکل ممکن ایفاش میکنه ... به افتخارش

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amirhosein
55826643322419386365.jpg amirhosein

ء ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
DaNi
26885_450.jpg DaNi

نامه یتیم 9 ساله

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.