mohammadhossein
همه جا پر شده که دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم من می گویم حق دارند چون دوست داشتن های ما بودار است بوی سوء استفاده بوی خیانت بوی دروغ و بازی می دهد...
mohammadhossein
رهایم کنید میخواهم خودم باشم ، خودِ خودم خسته شدم بس که رقاصه شما بودم می خواهم عریان شوم عریان عریان از تمام وابستگی ها و اما و اگرها می خواهم جامه خود را از تن بر کنم سبک شوم مثل قاصدک رهایم کنید می خواهم چرخ بزنم ، درآسمان صبح ، سوار بر نسیم سبک چون قاصدک ، می خواهم عریان شوم از تو از همه کابوس ها رهایم کنید...
mohammadhossein
میـــ ــدونـ ـی چـ ــرا وقتــ ـی میــخــ ـوای بـری تـو رویــ ــا ... چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟ وقتـــ ــی میـخــــ ـوای گــریــ ـه کنــ ـیـ ... چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟ وقتــــ ـی میــخــ ــوای کسـ ــی رو ببــ ـوســ ـیـ ... چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟ ❤چـ ــون قشنـ ــگ تـ ـریـن چیــ ـز های این دنیــ ـا قابل دیـ ـدن
mohammadhossein
دیگر نمی گویم گشتم نبود نگرد نیست صادقانه می گویم... گشتم بود اما... مال من نبود
mohammadhossein
دقت کردین تو فیلم و سریال های ایرانی وقتی دوتا دانشجو میخوان عاشق هم بشن باید پسره اشتباها به کیف دختره بزنه تا همه وسایلش بریزه و تو جمع کردن کمکش کنه و عاشقش بشه ؟
mohammadhossein
گاهي حس ميكنم اينجايي و باهات حرف ميزنم اونقد بهم نزديكي كه ميام كنارت بهت دس ميزنم يه وقتاييم كه خيلي دلتنگت ميشم بغلت ميكنم اونقد بهت وابستم كه دارم باهات زندگي ميكنم
mohammadhossein
يه روز تو دفتر سفيد دلت اسم منو قلم زدي امانميدونم چيشد كه يهو عشقمو ورق زدي به جرم دوست داشتنت قلب منو تو پس زدي توي دفتر دلت اخر رواسممو يه رنگ قرمز زدي