....
اتوبان دود سیگارم را دزدید و عطر تو / کاشکی دست کم می تونستم بگم آآآآی دزد
C u p
یادته زیر گنبد کبود،دوتا عاشق بودنو کلی حسود؟؟؟/ تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود.
مُجے پاراداکس
هیچ ابلهی به اندازه ابلهی که اندک بهرهای از عقل برده موجب دردسر نیست... و من در روز کلی دردسر دارم!!!
سحر
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
محمد
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید
ⓃⒺⒼⒶⓇ-----✂
گاهی حس می کنم باید از این درد و رنجی که به قلبم وارد می کنی فرار کنم عشقی که بین ماست راه به هیچ جایی ندارد من بصیرتم (دیدم )رو از دست دادم در تب و تابم شب ها به خواب نمی رم Sometimes I feel I've got to Run away I've got to Get away From the pain that you drive in the heart of me The love we share Seems to go nowhere I've lost my lights I toss and turn I can't sleep at night
C u p
چای نبات و چندتا درخواست!
سحر
تو هم مثل منی انگار...از این دلتنگیا داری
آآآییییی دزد
15 سال و 6 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 24 دقيقه قبلمن که نتونستم / شاید تو بتونی
15 سال و 6 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبل