مُجے پاراداکس
از پشت پنجره غبار گرفته دلم، که نشسته بر آن گرد هزاران سال بی تو بدون، تنها طرحی که میبینم، پیچش گیسوان سیاه توست و نااااز نگاهت...
مُجے پاراداکس
بر و بچ فدای همتون... بای بای...!!!
مُجے پاراداکس
این سرب ســــــرد را از تنـــم جــدا کنید /// با مرحمی زخم بدن، مرا دوا کنید /// یک سوزن درشت به دست چپم دهید /// با بادکنک قرمـــزی مرا هوا کنید×××× از نوشتههای یکی از دوستام ملقب به حراف...
مُجے پاراداکس
چنــان از نــردبان خودپــرستــی /// به بالا رفتم و در غرق مستـــــی /// همـی دانــم از آن بـــالای بــالا /// بلـغـــزد پایـــم و افتــم به پسـتـی×××× از نوشتههای یکی از دوستام ملقب به حراف...
مُجے پاراداکس
بچه ها... خونه خیلی به هم ریخته اس... من برم مرتبش کنم... امری نیس؟ بای...
مُجے پاراداکس
خوشبختی یعنی اینکه خدا آنقدر عزیزت کند که مایه آرامش دیگری شوی...
بجای منم بخور بای بای
15 سال و 6 ماه و 20 روز و 12 ساعت و 36 دقيقه قبلمن تازه اومدم کجا میری . خوش بگذره . نوش جان
15 سال و 6 ماه و 20 روز و 12 ساعت و 36 دقيقه قبل