Mona
بعضی ها ازدور می درخشند! نزدیک که می شوی یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند! که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را خیره نکند و گول نزنند !
Mona
هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند درختان میوه خود را نمی خورند خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد نتیجه : زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .
Mona
بگذارسرنوشت هر راهی را که میخواهد برود راه ما جداست ابرها هم هرچه میخواهند ببارند چتر ما خداست.....
Mona
شبى غمگين شبى بارانى و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد تمام هستى ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبى بپا کرد و او هرگز شکستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا کرد.............
Mona
وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی، نگو خدا با من قهر است! او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف تو را بشنوند، پس حرف دلت را بگو ...