مصطفی
یه روزی یه مرده نشسته بود و داشت روزنامه اش رو می خوند که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه سرش. مرده میگه: برا چی این کارو کردی؟ زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تیکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (Jeni یه دختر) نوشته شده بود … مرده میگه : وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش jeni بود. زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه. سه روز بعدش مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر کوبید رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد. وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود.
مصطفی
بای بای بای بای بای بای بای بای ....
مصطفی
می دونی به دختر خوشگلی که لباس خواب پوشیده چی می گن؟
مصطفی
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟
مصطفی
می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟؟؟؟؟
مصطفی
می دونی چرا زنبورا گل می خورن ؟
مصطفی
ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب / وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی میکند ؟ یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد / تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند ؟
مصطفی
این صدای قلب منه تا وقتی کنارمی اما اگه نباشی ___________mimiramزندگی گرامی تر از آن است که به خصومت بگذرد