motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
یا غریب الغربا ... تو غریبی و منم غریبم اما ...
motefavet
یاد باد آن روزگاران ... یاد باد...
motefavet
از زلیخای درونت بگریز ای یوسف/ شرم این پیرهن پاره فرو ریختنی است
motefavet
یک بار به من قرعه ی عاشق شدن افتاد/ یک بار دگر، بار دگر، بار دگر..نه