motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
یک شب برای چلچله ها از سفر بگو / از روزگار طی شده ی پشت سر بگو /از مردمی که سفره نان و پنیرشان / گسترده بود در نوسان خطر بگو
motefavet
تنها امید آمدن و هی نیامدن / قبر بدون جسم تو رسمی جدید شد / سال هزار و سیصد و شصت و کدام روز / جسم تو در کجای زمین ناپدید شد /