شب که میشه تو پنج دری ، یه دختری #مثل#پری / وقتی که گریه می کنه، خون میچکه رو روسری / قابو بغل می گیره و هی مهربونی میکنه / تا صبح برای قابِ عکس ، شیرین زبونی میکنه
نامدگان و رفتگان ، از دو کرانه ی زمان /سوی #تو می دوند ، هان ؛ ای تو همیشه در میان/ای گل بوستان سرا از پس پرده ها در آ /بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد / شاید دعای مادرت زهرا بگیرد/ آقا بیا تا با ظهور چشمهایت / این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد / آقا خلاصه یک نفر باید بیاید/ تا انتقام سیلی زهرا بگیرد / #لعنت-الله-علی-قاتلی-یا-فاطمه-سلام-الله-علیها