motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
شرش کنده شد ... امروز ... 16:30 ... حالا می تونم نفس بکشم ...
motefavet
بارونــــــــــ ِ ... بارونــــــــــِ ...
motefavet
مرحبا به این اعتماد به نفس ...!
motefavet
من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم /گر می توانی یك نفس با من بمان ای دوست
motefavet
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد / یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
motefavet
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد/ از جاده ی سهشنبه شب قم شروع شد
motefavet
اگر هر چشم تر میسوخت میشد... دل از این بیشتر میسوخت میشد... به حال غنچههای تشنهی باغ ...دل باران اگر میسوخت میشد...