motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی باشد
motefavet
تلفیق چشم شیر و غزال است چشم تو / چون با غرور و عشق گلاویز می شود
motefavet
دست از طلب ندارم تا کام من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
motefavet
ده روز مهرگردون افسانه است و افسون / نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
motefavet
من بی تو در این دیار خواهم پوسید/ پاییزم و بی بهار خواهم پوسید / چشمی به در و چشم به راهت دارم / با این همه انتظار خواهم پوسید ...
motefavet
hhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk
motefavet
کیلـــــــــــــــــــــو چند؟
motefavet
من نمی دانم خاک ایران چرا فریاد نمی زند شهیدان زنده اند ...
motefavet
فقط نه من به هوای تو اشک میریزم/که هر چه رود در این سرزمین مسافر توست