مارچلو
هیچ وازر وزر غیری بر نداشت
مارچلو
اولین آب بازی طبیعت و لذت دیدن اونایی که پروایی از خیس شدن ندارن ... معمولا جوونن و دوتایی قدم میزنن و البته اونایی که تنهایی قدم میزنن مثل بخار نفسی که از سینه ها بیرون میاد و تو هوا گم میشه مرموزن و زیبا ... فکر کردن به اینکه چه حسی دارن و تو چه فکرایی غرقن ... و امتداد تیرها و لامپهای زرد رنگ برق تو یه خیابون خلوت و بلند و انعکاس و پخش شدن نورشون روی آسفالت خیس که زمینو طلایی میکنه ... همشون از حسای قشنگ یه شب بارونی هستن
مارچلو
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
مارچلو
بسم ا.../ ................... لنگ لنگان قدمی بردارم..... هر قدم دانه شکری کارم. بزرگی و مهربونیتو شکر
مارچلو
(#2.LABEL-Linking) یه سوال دیگه چجوری می تونم به یه پست خاص توی یه صفحه اشاره کنم؟ نه عنوان و تیتر داره نه شماره که بگم برید فلان مطلب رو جواب بدین یا بخونین؟ این سوالو به یه نحو دیگه قبلا پرسیدم. پیر شدم
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 5 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 24 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 5 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 33 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 59 دقيقه قبل
....
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 36 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبل