مارچلو
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
مارچلو
گفت: چه خبره اینجا. گفتم: صفه، زنبیل گزاشتم. گفت صف چیه؟ گفتم واسه نونه واسه نـــــــــــــــــــون. گفت کو نشونم بده. گفتم: (واسه من) خنده غذای دل و روحه. به طــــــــــــــــنازی اومدم
مارچلو
بسم ا.../ ................... لنگ لنگان قدمی بردارم..... هر قدم دانه شکری کارم. بزرگی و مهربونیتو شکر
مارچلو
به خدایتان سپردم. جواب سوال قبلیمو بدین به جان اعلا حضرت
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 6 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 15 روز و 10 ساعت قبل
....
13 سال و 28 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
13 سال و 12 روز و 15 ساعت و 21 دقيقه قبل