دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدثه

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی/ ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم درباره »
محدثه
زن - مجرد
امتیاز: 1156

دنبال‌شدگان

(191 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

محدثه
66.jpg محدثه
در Coma

،،، ِ شیرین و فرهاد ، خسرو و شیرین ، لیلی و مجنون ،و ... همه و همه بیش نیست ،،، به دنبالش نباشید ،،، حیرانش می شوید

محدثه
محدثه

من که به هیچ دردی نمیخورم … این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدثه
محدثه

دیر آمدی ؛ در حسرت تمام شد …

محدثه
محدثه

کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …

محدثه
محدثه

بهار من مرا بگذار و بگذر رهایم کن برو دلدار و بگذر من عادت می کنم اینجا به غمها مرا پر کن از این اجبار و بگذر…

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدثه
محدثه

آشپزی ام خوب نیست ؛ اشک پشت پا بریزم برایت ؟

محدثه
169.jpg محدثه
در مادر...

جوانی‌هایت را با بچگی‌هایم پیر کردم ... مرا به موی سپیدت ببخش مادر !!!

محدثه
محدثه
در مادر...

دانشمندان کشف کرده‌اند که نوزادانی که به اندازه‌‌ي کافی از مهر و محبت مادری بهره نمی‌برند، در بزرگسالی ترسو، پرخاشگر و خشن، و آنهایی که مهر مادری بسیاری را تجربه کرده‌اند، مهربان‌تر، شجاع‌تر و اجتماعی‌تر می‌شوند.

محدثه
168.jpg محدثه

هیشکی منو دوس نداله

محدثه
IMAG0163.jpg محدثه

وحشت نکنینا این نوه دایی بابامه که زمین و زمان رو بهم میریزه ولی منو خعلی دوس داره منم همینطور

محدثه
محدثه

وقتی که ام از دامهای عشقی که سر راهم گذاشته بود می کنم یه نفس راحت می کشمو به خود می بالم که اسیر دامش نشدم

محدثه
محدثه

یه وقتایی یه کسایی میان تو زندگیت .. که وقتی به پشت سرت نگاه می کنی.. تعجب می کنی که چجوری..!! تا قبل از اومدن اونا زندگی می کردی..!

محدثه
محدثه

حکایت من… حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقی نداشت دلباخته سفر بود اما همسفـر نداشت حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجه نزد زخم داشت اما ننالیـد گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من حکایت کسی بود که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود

محدثه
محدثه

داشتیم تو عروسی می رقصیدیم با آرنج زدم به بغلی گفتم اون دخترَرو چقدر زشته،،، یارو برگشت گفت اون دختر نیست پسرِ منه،،،،،،،، گفتم شرمنده نمی دونستم شما پدرشی گفت: نکبت من مادرشم نه پدرش

محدثه
محدثه
در سلام

سلااااااااااااااام،،،، سلامی پرشکوه تقدیم دوستای گلم

محدثه
محدثه

ولی اگه دوست داشتین لایکم کنین موردی نداره