my_moral_suicide
بی قید ترین ته سیگار...روی آسفالت سیاه..هزار ذره قرمز می شد
my_moral_suicide
تو ديگري را دوست مي داری من تو را دوست مي دارم و مرا...ديگري شايد..............
my_moral_suicide
داشت در حين رانندگی تمام احساسات احمقانشو به دختر ساده بغل دستش ابراز میکرد.. نزديک بود زيرم کنه پسره احمق..
my_moral_suicide
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت..
my_moral_suicide
شکلات بخور پسرم ، باشد که جوشهايت،کثافتهای درونت را با مکانيزمی شبيه آتشفشان به بيرون بريزد..
my_moral_suicide
پسرم در انتشار انچه باید گفت درنگ نکن "" بابا دنبالر ""
my_moral_suicide
خاطره ها که هجوم می یارن به مغزم رشوه ميدم تا خودش رو به خواب بزنه. خوابش نميبره..جير جير تخت و ساييده شدن دندونهای من تا صبح تو هم گم ميشن..ببینم امشب کی برنده میشه..من رفتم
my_moral_suicide
تازگيا هيچ دليلی برای غر زدن ندارم.. اينجا زندگی واقعا لذت بخشه،منم آزادم هر کاری دلم ميخواد بکنم. اوم..تقريبا هر کاری!..مثلا گفتن از اون ابرای کومولوس پايين تر نميتونم برم..
my_moral_suicide
عزيزم دنبال يه دلفين بگرد. اونا هميشه لبخند ميزنن..