nader
کیسه کوچک چای هر وقت می خواست حرف دلش را بزند،صدایش در گرمای آب می سوخت . کیسه پایین رفت ،رسید به ته لیوان و حرفش را زد و لیوان سرخ شد.....
nader
قاصدک شعر مرا از بر کن،برو آن گوشه باغ،سمت آن نرگس مست،و بخوان در گوشش،وبگو باور کن،یک نفر یاد تو را،لحظه ای از یاد نخواد برد.....
nader
نقاشی اش خوب نبود اما راهش را خوب کشید و .... رفت
nader
هرگز برای کسیکه شما را اذیت میکند گریه نکنید در عوض لبخند بزنید و بگویید:ممنون به خاطر اینکه به من فرصت دادی تا کسی بهتر از تو پیدا کنم...
nader
تكیه نکن بر عصای تنهایی ات؛ شانه هایم را خدا برای تو آفریده ....
nader
کسی هست شانه هایش را، به من قرض بدهد تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی ؟؟؟
nader
ای خداوند آسمانت متری چند؟دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد.
nader
به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با شلوار کردی دور زد!
nader
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد ، من تو را در قلبم دارم نه در دنیا
nader
در کوهستانی به نام عشق رودی است به نام محبت این رود به دریای می رود به نام وفا و این دریا به آبراهی می رود به نام صفا و این آبراه به آبگیری می رود به نام وداع و این آبگیر منشا شبکه ای بنام اشک روان است...
nader
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی ، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند
nader
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند ، پرهایش سفید میماند ولی قلبش سیاه میشود ، دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اصراف محبت است .