nader
کیسه کوچک چای هر وقت می خواست حرف دلش را بزند،صدایش در گرمای آب می سوخت . کیسه پایین رفت ،رسید به ته لیوان و حرفش را زد و لیوان سرخ شد.....
nader
نسلي هستيم كه روزها ميخوابيم و شب ها بيداريم ؛ چون تاريكي شب براي ما قابل تحمل تر از تاريكي روز است !
nader
خداياتقديرخوبان را آنگونه زيبا بنويس كه جز لبخند آنها چيزديگري نبينيم.
nader
ديدي اي حافظ كه كنعان دلم بيمار شد ، عاقبت با اشك غم كوه اميدم كاه شد ، گفته بودي يوسف گمگشته باز آيد ولي ، يوسف من تا قيامت همنشين چاه شد
nader
هر وقت دلم برات تنگ میشه میام پشت قلبت هی در میزنم ، پس هر وقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شده (....)
nader
در بیکـــــــــــــــــران دور بر سنگ سخت گو با گوهر سرشت دستی چنین نوشت " دنیا فدای دوســــــــــــــت
nader
من چرک نویس احساسات تو نیستم ! “دوستت دارم” هایت را جای دیگری تمرین کن !
nader
دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم کم رنگ است ولی دورنگ نیست
nader
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده… دست به خلاف بزنیـم…! من اندوه تـــو را مـــی دزدم…! تو تنهـایـی مـرا…!!
nader
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت ، فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است ...