naghash_koochooloo
در این دنیا که ممنوع است پرواز نداری جرات یک لحظه آواز کجای آسمان مال من و توست که می گویی: کبوتر با کبوتر ،باز با باز
naghash_koochooloo
قصه گو نیستم.....
اما........
هزار ویک شب چشمانت
شهرزادم می کند!!!
naghash_koochooloo
دنبالِ من اگر میگردی در چشمهای خودت باید بگردی خودت را اینجا را همین چشمها را دنبالِ من اگر میگردی در شعرهای دیگر اشتباه میگردی شعرهای دیگر چرا اینجا را بگرد همین شعر را دنبالِ من اگر میگردی در دنیای دیگر اشتباه میگردی دنیای دیگر چرا اینجا را بگرد همین دنیا را چشمهایت را نمیبینی؟ غیبم زد روزی (کِی بود؟) پنهان شدم جایی (شبیه جمجمهام بود) دنبالِ من اگر میگردی لبخندت را ببین من لبخندِ تواَم نمیبینی؟ دنبالِ من اگر میگردی تنت را نوازش کن دنبالِ من اگر میگردی در چشمهای خودت باید بگردی اینجا را خودت را چشمهایت را نمیبینی؟
naghash_koochooloo
در من زنی هست که که گاهی بی پروا اعتراف می کند خواستنت را....
ناخواسته نوشت: به زخم که می رسد سکوت می شود این عشق...
naghash_koochooloo
ک چیزی بگویمت ! همیشه آن سوتر ِ این دیوارها ؛ خانه های بی پرده و آرامی هست با دریچه هایی رو به حیرت ِ باد ؛ که روزی لبریز رؤیای ِ بوسه باز خواهنــــد شد ... سید علی صالحی /
naghash_koochooloo
حرف کمی نبود قرار ومدار عشق اما چه فایده – که نفهمیم یار را! ای روح های ناب ! دوباره به پا کنید قدری برای اهل زمستان بهار را !!