نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
کاش میشد قلب ها اباد بود ...کینه و غم ها بدست باد بود ...کاش میشد کاش های زندگی ...گم شوند پشت نقاب بندگی ...کاش میشد کاش ها پنهان شوند ...در میان غصه ها پنهان شوند... کاش میشد ........ کاش!!!
نغمـــــه ی دل
تا همه بر اسب مراد دل سوارند خبری نیست همچی که پیاده شدن فریاد وافغان از دل بلند میشه بابا چه خبره مگه این دل چی توشه که این همه ازش مینالید خب ندینش به کسی محکم نگرش دارین که بعدش این همه هوار نزنید.
نغمـــــه ی دل
هردو میدویدند... هردو به سمت در... هردو با گامهای بلند.... هردو نفس نفس میزدند.... هردو نگران..... اما... یوسف برای چه میدوید... زلیخا برای چه؟؟؟؟
نغمـــــه ی دل
غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم
نغمـــــه ی دل
دیروز را سوزاندیم برای امروز... امروزمان را گذراندیم برای فردا و فردایمان دیروزی دیگر !!! این است بازی پوچ ما انسانها
نغمـــــه ی دل
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد.... و ان اگاهی است.... و تنها یک گناه.... و ان جهل است... و درین بین باز بودن و بسته بودن چشم ها تنها تفاوت میان انسان های اگاه و نا اگاه است ....
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 8 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبل