نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
کشتی خیال را در شط شراب افکنده ام اینجا، مستی و هوشیاری اش با من نیست، هرچه بادا باد.
نغمـــــه ی دل
در دادگه داد به کسی داد ندادند بنیاد کسی نیست که بر باد ندادند افسوس که این دادستان به کسی فرصت داد نداد
نغمـــــه ی دل
صحبت ازفاصله نیست صحبت از مهر و وفاست شاید این فاصله ها محک عاطفه هاست
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 20 ساعت قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 22 ساعت و 32 دقيقه قبل