من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ، بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ، ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است . . . @نغمـــــه ی دل
ما در عصر احتمال بسر میبریم در عصر شک و شاید در عصر پیش بینی وضع هوا از هر طرف که باد بیاید ! در عصر قاطعیت تردید عصر جدید عصری که هیچ اصلی جز اصل احتمال، یقینی نیست اما من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم چشمان تو عین الیقین من قطعیت نگاه تو دین منست من از تو ناگزیرم من بی نام ناگزیر تو میمیرم … قیصر امینپور
چه زیبا و چه شاعرانه و چه عاشقانه می نالد این ساز من
در لحظه های ناب تنهایی و بی تابی و بیقراری
او می گوید من می شنوم
من می گویم و او می شنود
و موسیقی همدم لحظه های تنهایی من می شود
و من همچنان خسته ...
یک مسافر خسته ....
من اون مسافرم خسته . . .
از همه بود ورفتن و رسیدن ها
من اسیر این ماندن های گیج
هیچ شدن و به هیچ رسیدن ها
تو
همان چراغ راهی
پر زامیدبودن وتردید
شعله ای روشن برای
دیدن افق فرداها @ژانت
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 53 دقيقه قبل