دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نغمـــــه ی دل

گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی... درباره »
نغمـــــه ی دل
زن
امتیاز: 3138

دنبال‌شدگان

(381 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(404 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

حرف دلت را امروز بگو اگر امروز گفتی میشود حرف دل اگر نگفتی فردا میشود درد دل

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در خدا

آنگاه که غرورِ کسی را لِه می کنی ، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی ، آنگاه که بنده ای را نادیده می گیری ، آنگاه که حتی گوشَت را می بندی تا صدای خرد شدنِ غرورش را نشنوی ، آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را می گیری . می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدامین آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟!!

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست دیگران ازساغر و ساقی و ما از یاد دوست

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

به درختان جنگل گفتم چرا شما با اين عظمت از تكه آهني به نام تبر مي رنجيد؟ گفتند رنج ما از تبر نيست ازدسته آنست كه از جنس ماست!

نغمـــــه ی دل
323536_3klrvHJB.jpg نغمـــــه ی دل

...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد بزنم…!اگر نتوانستم سکوت میکنم….

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

شب خوش .. خدانگهدارتون دوستان گلم @];-

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

اکبر و اعظم خدای عالم و آدم / صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

اول دفتر به نام ایزد دانا / صانع پروردگار حی توانا

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی / چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

تا به گریبان نرسد دست مرگ // دست ز دامن نکنیمت رها

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در خدا

خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش “دوستان مرا از یاد نبرند . . .”

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در خدا

عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم !! همان اول که اول ظلم رامی دیدم از مخلوق بی وجدان‘جهان را باهمه زیبایی وزشتی به روی یکدگرویرانه می کردم.

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در خدا

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت، سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو، از ته دل من خدا را دارم...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

نه طبق سپهر و آن قرصه ماه و خور كه هست /بر لب خوان قسمتت سهل ترين نواله باد