نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
نگشتانم که لای ورق هایی دیوان حافظ می رود دست دلم می لرزد اما ... به خواجه می سپارم تا امید را از دلم نگیرد دلم می خواهد همیشه بگوید .. یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ..
نغمـــــه ی دل
وقتی ...كسی با سكوتش... مرا تا بیابان بی انتها جنون برد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من ... در لحظه های دلتنگی .... تو را از باغ دلم می چینم....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
انگار از مسير آرزوهاي كودكي ام... منحرف شدم.... آن روز با بلوغ ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است.... یاد آر که محتاج دعایت هستم . .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمام تنم ... درد می گیرد... وقتی ...می سرایی نغمه ی غم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
می روم به دریا ... بسپارم... غم وغصه هایم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دستهایت را بمن بده... دستهایت را میشناسم...
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 26 روز و 13 ساعت و 59 دقيقه قبل