نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
حکیمی را پرسیدند:"زندگی خود را بر چند اصل بنا کردی؟" فرمود: چهار اصل 1)دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد پس آرام شدم 2)دانستم که خدا مرا می بیند پس حیا کردم 3)دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم 4)دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم
نغمـــــه ی دل
نبرد های زندگی همیشه به نفع قویترین ها پایان نمیپذیرند بلکه... دیریازود برد با آن کسی است که بردن را باور دارد باور کن که برد از آنِ توست تا همیشه پیروز شوی
نغمـــــه ی دل
وقتی زیبا هستی ، به خودت مغرور نباش .... فاصله ی بین زیبایی و زشتی ، یک حادثه ست ... !!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راهی بجز تعامل....با خویشتن نداریم....در فهم زندگانی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
اه می کشم ... هرلحظه را ... زنده ام در میان مردگان !!!!!
نغمـــــه ی دل
مــــن به جـــاے خـــالے اش .. بیشتـــــر از خـــودش عــــــادت کـــردم .. اعتــــــــرافـــ تلخیـــــــست...
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 22 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 55 دقيقه قبل