نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
گاه می گریم بر اشکهای مادرم ....که بیهوده تلف شد بر غصه های من ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلم خواب طولانی میخواهد ... اگر این بغض لعنتی بگذارد ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هنوز... دو یادگار ِ تلخت را دارم ... سپیدی موهایم ... و سیاهی قلبم ....
نغمـــــه ی دل
ای کاش ز خاطری ، دلی کم نکنیم ......... بر باوری بی کسی ، قدی خم نکنیم
نغمـــــه ی دل
روزگار خوبی نداشت ولی عشق را در هوای محبت پرورانده بود ، خوب می دانست ، شب که بشود ، آفتاب هم بی نقاب ، می میرد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نباشی .... و باشد .... این تاوان بی اجازه ...خواستن بود ...
نغمـــــه ی دل
دوستان بهترین ها رو براتون آرزو دارم ...خدانگهدار
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در بین این همه چیزهای مجازی ... تنـــها یک چیز حقیقت دارد تنـــهایی “ من و تـــو ” …
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 44 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 26 روز و 17 ساعت و 16 دقيقه قبل