نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
من چه عاشقانه تو را خواستم چه صادقانه با تو ماندم و چه شاعرانه برایت اشک ریختم و تو پایت را روی قطره های اشک من گذاشتی و بیچاره اشک که در شیار پای تو له شد و من باز هم تو را خواستم دیگر غرور برای من بی معنی است . . .
نغمـــــه ی دل
داشتم تو پیاده رو میرفتم که یهو یه موتوری توی عابر پیاده با سرعت از بغلم رد شد و نزدیک بود بزنه به من! داد زدم اینجا عابر پیادَست ها!!! جواب داد اینجا ایرانه ها!!! حرفش تا حدی منطقی بود که کاملا قانع شدم!
نغمـــــه ی دل
میخواهم بگویم... فقر همه جا سر میکشد... فقر، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست... فقر، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست، طلا و غذا هم نیست... فقر،تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، که روزنامه های برگشتی را خرد می کند... فقر، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند... فقر، پوست موزی است که از پنچره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود... فقر همه جا سر میکشد... فقر،شب را " بی غذا " سر کردن نیست. فقر، روز را " بی اندیشه "سر کردن است!
نغمـــــه ی دل
و بالاخره خواهی فهمید که : همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست. یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست. قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست. مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست. و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
نغمـــــه ی دل
وقتی قهرمان جهان شدم آنگاه فهمیدم که باید بیشتر خم شوم تا مدال قهرمانی را به گردنم بیاویزند
نغمـــــه ی دل
پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید ! زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ! ... تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…
نغمـــــه ی دل
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبل