نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
یه وقتایی دیگه حسش نیست غصه بخوری رسما” غصه تو رو میخوره
نغمـــــه ی دل
خستهتر از آنم که لیوانی چای آرامم کند آغوش گرم ترا میخواهم در جنگلی ناشناس وقتی که آسمان از لابهلای شاخهها سرک میکشد ...
نغمـــــه ی دل
از مترسکی سوال کردم : آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدهای ؟ پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است . پس من از کار خود راضی هستم . و هرگز از آن بیزار نمیشوم ! اندکی اندیشیدم و سپس گفتم . راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم! گفت : تو اشتباه می کنی! زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد . مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد !!!
نغمـــــه ی دل
تخم وفا و مهر درین کهنه کشتزار... آنگه عیان شود که بود موسم درو...!!!
نغمـــــه ی دل
همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه!
گفتم:می دونم!
گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا!
گفتم: می دونم!
گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی !
… گفتم:می دونم!
گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟!
گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم
نغمـــــه ی دل
هر روز این عشق یکطرفه را طی میکنم یکبار هم تو گامی بدین سو بردار نترس جریمه اش با من !
نغمـــــه ی دل
به تو که فکر می کنم بی اختیار به حماقت خود لبخند می زنم سیاه لشکری بودم در عشق تو و فکر می کردم بازیگر نقش اولم … افسوس…
نغمـــــه ی دل
ای نارفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم ؟ زیر پایم را زود خالی کردی… سلام پر مهرت را باور کنم ، یا پاشیدن زهر خیانتت را ؟
نغمـــــه ی دل
برای خیانت ، هزار راه هست اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست !
نغمـــــه ی دل
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم
نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه
نمک را بگذار برای من
که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند !
نغمـــــه ی دل
در همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز میگفتند بدون تو نفس هم نمی توانند بکشند… اما حالا در آغوش دیگری نفس نفس می زنند…
نغمـــــه ی دل
اینجا زمین است ، زمین گرد است ! تویی که مرا دور زدی ….. فردا به خودم خواهی رسید !!!! حال و روزت دیدنیست….
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 4 ساعت و 4 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبل