دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

nakesemehraboon

دلم یک خیابان میخواهد که بشود در آن با تو قدم زد جایی که مردمش زبان مارا بلد نیستند من به زبان خودم... درباره »
nakesemehraboon
مرد - مجرد
امتیاز: 1424

دنبال‌شدگان

(209 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(255 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

nakesemehraboon
nakesemehraboon

دلم یک خیابان میخواهد که بشود در آن با تو قدم زد جایی که مردمش زبان مارا بلد نیستند من به زبان خودمانی هی بگویم دوستت دارم و عابران در گیر این کنجکاوی باشند من چه میگویم که تو اینطور میخندی...

nakesemehraboon
nakesemehraboon

عشق ومیشه تو دستای خسته پدر دید...وتو ی نگاه نگران مادر.....نه تو دستای منتظر یه غریبه.....

nakesemehraboon
nakesemehraboon

اون موقع که جولوت می شینمو مات چشمات می شم ......... اون لحظه ای که مات شدن برام از هر وقت دیگر شیرین تر می شود

nakesemehraboon
nakesemehraboon

می روم ولی این بار تنهای تنها ..... خالی از دوست داشتن های خیالی

nakesemehraboon
nakesemehraboon

او رفت.....قصه ام کوتاه بود ولی پر از خاطره............. اینو یکی از دوستان نوشته بود

nakesemehraboon
nakesemehraboon

منو کابوس تن تو .......تماشای به غارت رفتن تو

nakesemehraboon
nakesemehraboon

بوسسسسسسسسسسسسسسس برای اونایی که لایک می کنن

nakesemehraboon
nakesemehraboon

کوچه را دیدی به هنگام شب چه تنها میشود........بی تو از ان کوچه هم تنها ترم........

nakesemehraboon
nakesemehraboon

به سلامتی اون حس هایی که نمیشه به اشتراک گذاشت مگر با خدا …

nakesemehraboon
nakesemehraboon

بعضی هارو چون نمیتونی بهشون چیزی بگی باید محکم گازشون بگیری.........

nakesemehraboon
nakesemehraboon

کوچه را دیدی به وقت شب چه تنها میشود........بی تو از ان کوچه هم تنها ترم........

nakesemehraboon
nakesemehraboon

یعنی چی.... هیچکس منو درک نمی کنه...........

nakesemehraboon
nakesemehraboon

کدام درست است؟ در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟» ماكس جواب مي دهد: «چرا از كشيش نمي پرسي؟» جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «جناب كشيش، مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم، سيگار بكشم.»

nakesemehraboon
nakesemehraboon

شراب هم … به مستی ام حسادت می کند… آنگاه که خمار یک لحظه… دیدن تو می شوم…

nakesemehraboon
nakesemehraboon

نمیدانم چرا با انکه میدانم از ان من نخواهی بود با تار و پود جان برایت خانه میسازم

nakesemehraboon
nakesemehraboon

سایه ات از سر ما رفت که رفت.....سر تو از شانه ام رفت که رفت..........