ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
روزها ... شب ها ... سال ها ... سپری می شوند ... اما ... اما تو ... همان خوب دیروزی ...!!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
بچه که بودیم از تکلیف می ترسیدیم.بزرگ که شدیم از بلاتکلیفی
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در من چه چیز را تکرار میکنی؟ نفس هایت را یا کمرنگی حضورت را... من دچار تکرار نبودن هایت شده ام نفس هایم بهانه است.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دستاشو مشت کرده بود پرسیدم تو مشتت چی داری؟ گفت :خودت نگاه کن دستاشو گرفتم آروم باز کردم تو دستاش چیزی نبود! ... ... گفتم؟:چیزی نیست که! دستامو که تو دستش بود فشردگفت: نبود ولی حالا هست... دستام گرم شد و اون لبخند زد..
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
یه حس تلخ و خیلی مبهم.که تو تنهاییام بیشتر حسش می کنم....این حس چیه که همیشه باهامه؟؟
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دنیا را وارونه می خواهم؛ آدم ها را ... اتفاق ها را ... ن َ رسیدن ها ... ن َ توانستن ها ... ن َ خواستن ها را نیز ... / دلم می خواهد ... ...رویاها از سر و کول ِ هم بالا بروند مردمان بخندند از ته ِ دل ؛ می خواهم هرکسی دست دراز کند و... ستاره ِ بختش را خودش بچیند از آن بالا ... / می خواهم دیگر سر به تن ِ هیچ غصّه ای نباشد
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
كسـی كـه نگـــاهــت را نمـی فهـمـد .. تــوضیـح هــای طــولانــی ات را هـــم ... ... نخواهد فهمید..
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
آن "ميم" مالکيتی که به آخر اسمم اضافه ميکردی بزرگترين و زيباترين عاشقانه ای بود که شنيده ام
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
"زیادی" عاشق نشو ... "زیادی " اعتماد نکن ... چون همون "زیادی" بعدا "زیادی" داغونت میکنه ...!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
امان از خنده ای که لابلای آن بغض دردناكی گلویت را بفشارد...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
مدام میگفتی خیالت تخت .... من وفادارم!!! و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم برای عشق بازی تو با دیگری ....
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
چقدر سخت است که ببینی غریبه ها بهتر از آن یک نفر ،احساست را می فهـمـنـد ..!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
به سلامتي اوني كه انقدر تنهاست كه نميتونه دوباره عاشق شه...
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبل